خبرگزاری حوزه، / اشاره:
حوزههای علمیه، افزون بر جایگاه والای علمی و دینی، حامل تاریخی گسترده از اندیشه، تجربه و تحولات فرهنگیاند؛ تاریخی که بخش بزرگی از آن در قالب اسناد، تصاویر، نامهها و آثار مکتوب در میان نسلها و مراکز مختلف پراکنده شده است. مرکز اسناد حوزه و روحانیت با درک این ضرورت بنیادین، مأموریت خود را بر صیانت از هویت و حافظه تاریخی حوزه، گردآوری میراث مکتوب و جلوگیری از نابودی منابع ارزشمندی که در مجموعههای شخصی و خانوادگی در معرض آسیب قرار دارند، استوار کرده است.
مرکز اسناد حوزه و روحانیت میکوشد از طریق فرآیندهای علمی همچون شناسایی، طبقهبندی، مرمت و دیجیتالسازی، گنجینهای از اسناد پراکنده را ساماندهی و امکان دسترسی دقیقتر و پایداری را برای پژوهشگران فراهم سازد.
چشمانداز این مرکز، فراتر از بایگانی سنتی، حرکت به سوی ایجاد یک شبکه اسنادی هوشمند و بهرهگیری از فناوریهای نوین و هوش مصنوعی است تا میراث علمی حوزه، بهصورت نظاممند در دسترس جهانیان قرار گیرد.
برای آشنایی با مرکز اسناد حوزه و روحانیت به سراغ مسعود پیرانی مدیر این مرکز رفتیم. گفتوگوی پیشرو، با نگاهی تخصصی و تحلیل ابعاد مختلف، به بررسی روند شکلگیری، فعالیتها و مأموریتهای مهم این مرکز میپردازد.
فیلم | گنجینهای در دلِ مدرسه فیضیه
تأسیس مرکز اسناد حوزه و روحانیت
🔹بهعنوان نخستین سؤال، لطفاً مجموعه را برای آشنایی بیشتر مخاطبان معرفی بفرمایید.
🔸 پاسخ: بنده نیز از حضور دوستان خبرگزاری حوزههای علمیه تشکر میکنم و امیدوارم این گفتوگو، زمینهای برای معرفی بهتر مرکز اسناد حوزه و روحانیت و تبیین جایگاه و فعالیتهای آن باشد.
مرکز اسناد حوزه و روحانیت در سال ۱۳۹۴ و در ذیل مجموعه کتابخانههای حوزوی تأسیس شد. با این حال، شکلگیری ساختار مستقل و تثبیت جایگاه آن در مجموعه مدیریت حوزههای علمیه، در دوره مدیریت آیتالله اعرافی (دامت برکاته) و در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ صورت گرفت و مرکز بهتدریج ساختار و مأموریت مشخصتری پیدا کرد.
مأموریت اولیه مرکز، ماهیتی آرشیوی داشت؛ به این معنا که اسناد و مدارک پراکنده در مجموعهها و مراکز حوزوی شناسایی و گردآوری و پس از آن، برای حفاظت و نگهداری اصولی ساماندهی شوند. در واقع، نقطه آغاز فعالیت مرکز، صیانت از اسناد و جلوگیری از پراکندگی و از بین رفتن بخشی از میراث مستند حوزههای علمیه بود.
🔹 چرا چنین مرکزی در حوزه ضرورت داشت؟
🔸 توجه جنابعالی را به این نکته معطوف میکنم که از قدیمالایام در حوزه و مراکز حوزوی، توجه اصلی و ویژهای نسبت به کتاب وجود داشته است. معمولاً نسخههای خطی و نسخههای کهن در کتابخانهها مورد رسیدگی قرار گرفته، فهرست شده و تصویربرداری شدهاند؛ ولی این نگاه و توجه نسبت به اوراق، عکسها و سایر مستندات و مواد ۲۷ گانه آرشیوی که در مصوبه آرشیو ملی ایران ذکر شده، کمتر وجود داشته است.
در حوزه، حلقه اولیهای که پیشنهاد تأسیس این مرکز را مطرح کرد، دغدغه اصلیاش این بود که این محتواها در مراکز و مجموعههای حوزوی با این حجم از پراکندگی ها به چه سرانجامی میرسند.
این مرکز با همین دغدغه و البته رهنمودهایی که از مراجع معظم تقلید و بسیاری از شخصیتهای بزرگ دریافت کردیم، ایجاد شد. همگان، نبود آرشیو منسجم از اطلاعات و اسناد را یک نقیصه برای حوزه و مجموعههای حوزههای علمیه شیعی میدانستند.
الحمدلله، این مرکز در طول ده سال اخیر رشد و پیشرفتهایی داشته است. بخشهای مختلفی ایجاد کردیم و گامبهگام پیش رفتیم.
روزی که بنده در اینجا حکم گرفتم، عملاً نیرویی نداشتم و ساختار مجموعه هنوز شکل نگرفته بود.
تا چند سال بعد از صدور حکم بنده، تعدادی از دوستان در قالب نیروهای امریه و پروژهای به مجموعه اضافه شدند و توانستیم این مسیر را تا رسیدن به وضعیت کنونی طی کنیم.

بخشهای مرکز و حجم اسناد
🔹 در خصوص بخش های مرکز اسناد توضیحاتی بفرمایید:
مرکز اسناد امروز بخشهای متعددی دارد: بخش شناسایی و گردآوری، ساماندهی منابع و بخش آرشیو.
در سالهای اولِ ایجاد این مرکز، عمده تمرکز بر بخش شناسایی و گردآوری بود؛ چون محتوای از پیش آمادهای در اختیار مرکز قرار نگرفته بود که حول آنها کار را پیش بگیریم.
اولین بسته های محتوایی اسنادی از سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ به مجموعه واصل شدند و با پیگیریهای دوستان، شاکله اصلی مجموعه شکل گرفت.
میتوان گفت پایه اصلی این مجموعه، اسناد اهدایی است. اگر بخواهم مجموع اسناد را آماری عرض کنم، قریب به نیم میلیون برگ سند اصلی یا مواد آرشیوی در اختیار ماست؛ اکنون این مجموعه حاوی قریب به نیم میلیون سند اصلی و بیش از یک میلیون فایل دیجیتالی اسناد است. عمده این اسناد نیز در همین مرکز دیجیتالسازی شدهاند که شامل اسنادی است از مجموعهداران یا خاندانها که اصل اسناد را به ما نسپردند، بلکه مجموعه اسناد به مرکز آمده، دیجیتالسازی شده و به صاحبان اصلی عودت داده شده است.
مرحله سوم پس از ساماندهی اسناد، بخش آرشیو است که با استفاده از ظرفیت مخزن نسخ خطی کتابخانه فیضیه، این عمل مهم را در سالهای اخیر انجام دادهایم و تمامی پروندهها و اوراقی که به مجموعه واصل شده، پس از طی مراحل فنی کار، در آن مخزن که شرایط ایدهآلی برای نگهداری اسناد دارد، نگهداری میشود.
نمایشگاه مرکز و سازوکار اعتمادسازی
🔹 بیشترین اسناد حوزه نزد بیوت مراجع یا شاگردان قدیمیشان، در صندوقچهها نگهداری میشود. مرکز اسناد برای اعتمادسازی و بهدستآوردن این اسناد چه سازوکاری تعبیه کرده است؟
🔸 نکتهای که اشاره کردید را میتوان پاشنه آشیل فعالیتهای مرکز دانست. در یکیدو سال اول کار، متوجه شدیم که صرف کار آرشیوی بازخورد نمیدهد و افراد را تشویق به همکاری نمیکند. این نمایشگاهی که اکنون در آن هستیم، با توجه به اینکه بر اساس استانداردهای بینالمللی، مراکز آرشیوی نباید در کنار خودشان نمایشگاه داشته باشند، برپا شده است؛ ولی ما دیدیم که اگر این نمایشگاه ایجاد نشود، آن اعتمادسازی و تبیین اهداف و مأموریتهای مرکز خیلی بهدشواری انجام میشود.
برآن شدیم در همان اوایل، با پیشنهاد دوستان، چون نزدیک به برگزاری همایش بزرگداشت یکصدمین سال بازتأسیس حوزه بودیم، نمایشگاهی اینجا برپا کنیم با محوریت مرحوم آیتالله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری، مراجع معظم ثلاث و مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی (ره)؛ چون میتوان گفت این بزرگان در آغاز سده گذشته در حوزه موثر بودند و بهنحوی بازتأسیس و تثبیت آن را رقم زدند. این نمایشگاه علاوه بر اعتمادسازی و جذب اسناد و مدارک از مجموعهداران بیوت مراجع معظم تقلید و خاندانهای علمی که در حوزههای علمیه میزیستند، توانست رسالتی در میان مدارس علمیه، طلاب جوان و بسیاری از پژوهشگران حوزوی ایجاد کرده وآنها را به سمت مرکز اسناد حوزه جذب کند و برکتهای زیادی از این فضای نمایشگاهی دریافت کردیم.
کشف اسناد تحصیلی مشاهیر در مدرسه فیضیه
🔹 در جریان این فعالیتها آیا به سند تاریخی دست پیدا کردید که جریان تاریخی تازهای را گزارش کند یا رویدادی نو برای پژوهشگران داشته باشد؟
🔸 یکی از اولین مجموعهها و بستههای اسنادی که در مرکز اسناد حوزه با آن مواجه شدیم، اسناد تحصیلی دهههای ۲۰، ۳۰ و ۴۰ حوزه علمیه قم بود؛ اسناد ارزشمندی که کشف آنها داستانی هم دارد: این اسناد در مکانی نامناسب نگهداری میشد و اگر رسیدگی نمیشد، قاعدتاً از بین میرفت. البته با عنوان «نگهداری» نبود و هیچکس هم نمیدانست این اسناد چیست.
گزارشی رسید که در یکی از حجرات مدرسه فیضیه مجموعهای از اسناد و اوراق و پروندهها و پوشههایی موجود است. سریعاً اقدام کردیم و با هماهنگیهایی که با مدیریت مدرسه فیضیه و مدیر کتابخانه انجام شد، این پروندهها به مرکز اسناد منتقل شد.
ابتدا هیچ تصوری از محتوای آنها نداشتیم، اما بعد دیدیم اطلاعات تحصیلی نزدیک به ۵۰۰۰ نفر از بزرگان و مشاهیر حوزه در قالب ۷۰ هزار برگه سند و عکس، از زمان حیات مرحوم آیتالله حاج شیخ عبدالکریم حائری تا چندین سال بعد از رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی، در آنها موجود است؛ پروندههای مفصل و بایگانیهای کاملی از پیشرفتهای تحصیلی، مشخصات شناسنامهای و مکاتباتی که این عزیزان داشتند.
در ماههای اول، یکی از دغدغههای ما این بود که پرونده برخی از مشاهیر را از میان اینها پیدا کنیم. اجمالاً پرونده برخی از مراجع معظم تقلید مثل پرونده آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی، آیتاللهالعظمی جوادی آملی، مرحوم آیتالله تبریزی و آیتاللهالعظمی شبیری زنجانی(ره) پیدا شد؛ ولی یک دلنگرانی داشتیم؛ پرونده تحصیلی حضرت آیتالله امام شهید را پیدا نکرده بودیم و خیلی منتظر بودیم. یک روز دوستان آمدند و گفتند، ظاهراً پروندهای پیدا کردهاند که مشخصاتش میخورد؛ بعد تصاویرش را تطبیق کردیم و بله، پرونده آقای شهید بود. روز خیلی شیرینی بود، هم برای بنده و برای همکارانم.
بعدها این پرونده را توسط آیتالله اعرافی محضر آقای شهید ایران فرستادیم و ایشان هم ضمن مشاهده آلبوم اسناد نسبت به این محتوای تحصیلی ابراز محبت وعنایت فرمودند. اکنون همین اوراق و اسناد در مجموعه مرکز اسناد حوزه و روحانیت نگهداری میشود.

توازن میان صیانت از اسناد و خدمترسانی به پژوهشگران
🔹 یکی از نقدهایی که تاریخپژوهان و پژوهشگران به مراکز اسناد دارند، طولانی بودن فرایند در اختیار قراردادن اسناد است. از طرفی شما باید صیانت کنید و حساسیت ها را مدنظر داشته باشید و از طرف دیگر باید حمایت علمی از پژوهشگران داشته باشید. این توازن در مرکز چگونه برقرار شده است؟
🔸 یک قاعده کلی داریم. به اعتقاد خودم، بعد از تجربیاتی که کسب کردهام؛ و یکی از افتخارات من این است که از اولین سالهایی که وارد حوزه علمیه قم شدم، که به سال ۱۳۷۵ بازمیگردد، توفیق داشتم در مجموعههای کتابخانهای باشم و تاکنون هم خوشحالم که از بدنه کتابخانه بیرون نرفتهام، معمولاً مجموعههای کتابخانهای اطلاعات قابل دسترسی و بهرهبرداری پژوهشی دارند که گویاسازی شده و اصطلاحاً فهرستنویسی و سازماندهی دارند.
به اعتقاد من یکی از دلایل این که مراکز آرشیوی نمیتوانند خدمات سریع در اختیار بگذارند، عدم ساماندهی اسناد است. اسناد در مجموعههایی گردآوری میشود، ولی چون وارد سامانهها نمیشود، یا اطلاعات آنها دیجیتالسازی نمیشود یا به هر دلیل دیگری خدمات ارائه نمیشود. معمولاً در مجموعههای ما، مثلا آرشیو ملی را ملاحظه کنید، شاید بخشی از مجموعه فهرستنگاری شده باشد؛ بقیه اسناد فهرستنگاری نشده و قاعدتاً نمیتوانند نسبت به آن اسناد خدمات بدهند. سایر مراکز آرشیوی هم به همین شکل است.
البته در مرکز اسناد حوزه، تلاش ما این بوده که فرایند سازماندهی و بحث دیجیتالسازی را در اولویت قرار دهیم. از مجموعه اسنادی که در مرکز داریم، میتوانم بهجد بگویم که ۹۹ درصد آنها فایل دیجیتال و محتوای دیجیتال ایجاد شده است و این در اطلاعرسانی و در اختیارگذاری کمک میکند. مضافاً اینکه باید اسناد با طبقه بندی استاندار و فنی و با لحاظ از شئون حوزوی ارائه شوند؛ شاید بعضی از مجموعهها و مراکز مطالبه اسنادی را بکنند که از جهات ساختاری و طبقه بندی امکان ارائه آنها نباشد، ولی تاکنون چنین موردی برای ما پیش نیامده. معمولاً همراهی ما با محققان، پژوهشگران، مستندسازان و تولیدکنندگان آثار سندی خوب بوده و نمونههای متعددی دارد؛ شاید بیش از دهها جلد کتاب از منابع مجموعه مرکز اسناد بهره گرفته باشد، غیر از آن محصولاتی که خودمان تولید کردهایم؛ دهها جلد کتاب، مجموعه ها و آثار دیگر هم توسط مراکز و مجموعه های همسو منتشر شده است.
تاریخ شفاهی: نهضت ضبط حافظه تاریخی حوزه
🔹 نسل راویان دستاول نهضت و تحولات حوزه در حال سپری شدن است. مرکز برای اینکه این راویان و این حافظه تاریخی حفظ شود، در بحث تاریخ شفاهی چه اقداماتی صورت داده است؟
🔸 قطعاً یکی از دغدغههای اولیه مجموعه مرکز اسناد حوزه و روحانیت، پرداختن به مباحث تاریخ شفاهی بوده است. همانطور که اشاره کردید، نسل قدمای حوزه که اتفاقات و موضوعات متعددی را دیده و میتوانند روایت کنند — که شاید غیر از روایت مستند، روایت دیگری از این اتفاقات موجود نباشد — برای ما مهم بوده است. بخشی را تحت عنوان تاریخ شفاهی ایجاد کردیم؛ منتها مراکز متعددی نسبت به این کار اقدام کردهاند، از جمله مجموعه مرکز اسناد انقلاب اسلامی و برخی پژوهشگاهها و مؤسسات دیگر. یکی از دقتها و دغدغهها این بوده که از موازیکاری پرهیز کنیم؛ وقتی مراجعه میکنیم به شخصیتی، میبینیم شاید ۲۰ جلسه تاریخ شفاهی از ایشان گرفته شده و دیگر رغبتی برای همکاری ندارد و نه مرکز میتواند انگیزه ای ایجاد کند.
تاکنون از ۵۰ شخصیت با عنوان تاریخ شفاهی، چه در داخل مجموعه و چه خارج از مرکز، ضبط شده است. از نمونههای برجستهاش میتوان به سه جلسه تاریخ شفاهی مرحوم آیتالله امامی کاشانی در تهران، مدرسه سپهسالار اشاره کرد. از علمای افغانستان هم چندین جلسه — شاید دهها مجموعه — تاریخ شفاهی از این بزرگواران ضبط شده است؛ در رابطه با توسعه حوزهها و بحث آموزش این بزرگواران در قم، نجف و در مشهد.
🔹 یعنی در تاریخ شفاهی به موفقیت کامل نرسیدهاید؟
🔸 موضوع تاریخ شفاهی واقعا یک دغدغه است، ولی هنوز نمیتوانیم ادعا کنیم که به موفقیت، کامل رسیدهایم. البته در چشمانداز پنجساله آینده، محور تاریخ شفاهی یکی از بحثهای جدی ماست و انشاءالله مواردی که از قلم افتاده یا میشود امکان ثبت تاریخ شفاهی آنها را فراهم کرد، ثبت خواهد شد. یکی از جهتهایی که خیلی به ذهن خود بنده رسیده و میشود روی آن کار کرد، بحث سازمان حوزه های علمیه کشور است که خیلی نسبت به آن کار نشده است؛ تشکیلات حوزه تاریخ شفاهی منسجمی ندارد و امیدواریم این مهم را در پنج سال آینده محقق کنیم.
🔹 اگر نشده، علتش چیست؟
🔸 کارهای ناشده دلایل مختلفی میتواند داشته باشد. خود ما هم همینطوریم؛ وقتی سرگرم کار و اولویتهای روزمره هستیم از پیگیری موارد بعدی غافل می شویم و یا نبوده امکانات کافی و توجه لازم ناشی می شود.
یکی از سرفصل های تاریخ شفاهی متواند مسیر و تحولات ۵۰ ساله اخیر باشد.
باید معاونین و مسئولان حوزه های علمیه را در این ۴۰ تا ۵۰ سال اخیر دعوت کرده و از آنها مصاحبه بگیریم که چه اتفاقاتی در مسیر آموزش، پژوهش و تبلیغ افتاده و مسیر تکامل و سعود و نزول برخی مسائل چه بوده است. به نظرم این مطالب برای سازمان حوزه بسیار ضروری است؛ برای نهاد حوزه هم که بالاتر از این عمل کرده و سالیان سال است فعالیت میکند. به اعتقاد من این یکی از ضروریات است و امیدواریم انشاءالله توفیق داشته باشیم این مهم را هم به سرانجام برسانیم.

هوش مصنوعی در خدمت اسناد
🔹 یکی از اتفاقاتی که امروز در مراکز اسنادی دنیا رخ داده، بهکارگیری هوش مصنوعی است که در تصحیح خطوط شکسته و بازسازی و احیا کمک میکند. آیا استفاده از هوش مصنوعی در مرکز روحانیت ملموس است یا نه؟
🔸 بله. ما از همان ابتدای که زمزمه ورود این تکنولوژی و امکانات جدید آن مطرح شد، با رعایت و توجه به حساسیت ها استفاده کردهایم. خودتان میدانید تکنولوژیها در زمان ورودشان محاسن شان برجسته میشوند و معایبشان خیلی دیده نمیشود. یکی از جهتهایی که استفاده کردهایم، مثلاً در بحث بازسازی تصاویر و بازسازی دستنوشتههاست. آن تلقی عمومی از هوش مصنوعی نسبت به این اتفاقات یک ذهنیتی است؛ اما از نگاه متخصصانه وقتی عکسی را بازسازی میکنید و چهره تغییر پیدا میکند، دیگر اهمیت آرشیوی آن از بین میرود. ما موظفیم هر آنچه که هست را دقیقاً مطابق همان منعکس کنیم. اتفاقی که الان در عرصه رسانه میافتد و متأسفانه چهرهها و شخصیتهای ما تغییر شکل میدهند، به دلیل استفاده از هوش مصنوعی است.
ولی در مواردی مثل برنامهنویسی، ایجاد وبسایت، کانال اطلاعرسانی، تبدیل صوت به متن و مانند آن، جلسات متعددی با دوستان کارشناس داشتیم؛ با مسئول و نماینده حوزه هوش مصنوعی در حوزههای علمیه — دکتر قاسمی — که یک دورهای تشریف آوردند و با هم مذاکرههایی کردیم و زمینه را ایجاد کردیم که از این تکنولوژی و موضوع جدید هم بهره ببریم، ولی با همان حساسیت و دقتی که مشکلاتی برای استنادات اسناد ما ایجاد نکند. در بحث متنخوانی (تشخیص متن) و شناسایی دستخطها و موارد بسیار دیگر برنامههایی داریم که امیدواریم انشاءالله در آینده نهچندان دور محقق شود.
پیوند بینالمللی: شبهقاره و عتبات
🔹 آثار مرکز را از عراق و حتی مصر دیدهام؛ حوزه قم و نجف پیوند ناگسستنی دارند و جنبه بینالمللی مرکز قوی است. برای اینکه آثاری از عتبات و شبهقاره داشته باشیم، چه برنامههایی داشتید و به چه صورت بوده است؟
🔸 بله. ما در رابطه با اسناد شبهقاره با آقای دکتر خواجهپیری چندین سال است مرتبط هستیم و این ارتباط مرهون توصیههای آیتالله اعرافی و زمینهای است که ایشان برای بازدید فراهم کردند. آقای دکتر خواجهپیری خودتان میدانید نزدیک به ۵۰ سال است در رابطه با منابع کهن و اسناد شبهقاره کار و فعالیت کردهاند. چند کار و پروژه مشترک اجرا کردیم؛ در مجموعه، یک بخش آموزشی درباره مهارتهای مربوط به شناسایی و ساماندهی منابع و اسناد و مدارک بوده که آن هم به دستور آیتالله اعرافی در این مرکز انجام شده است. در این بخش چهار دوره آموزشی برای طلاب در قالب دورههای مقدماتی و تخصصی برگزار شده است.
در مورد کشور عراق هم با همه اعتاب مقدسه در ارتباط هستیم و چندین برنامه مشترک و بازدید های متعددی شکل گرفته است. که امیدواریم در آینده این ارتباطات با شرایط بهتر و موثر تری انجام پذیرد. ؛
🔹 یعنی این ارتباطات هنوز منجر به تبادل سند نشده است؟
🔸 هنوز منجر به تبادل سند نشده، ولی از حال همدیگر خبر داریم. با مرکز وثائق نجف اشرف که آقای شیخ محمد کرباسی مسئول آن است و اخیراً هم بنده بازدیدی از مجموعهشان داشتم و ایشان هم چندین بار تشریف آوردند، تبادل تجربیات میشود و این ارتباطات شکل گرفته است. امیدواریم انشاءالله منجر به این شود که این حلقههای آرشیوی بین حوزههای علمیه و مراکز تمدنی کشور عراق بیشتر شود.
اسناد اجتماعی؛ نهاد روحانیت در خدمت مردم
🔹 آنچه در میان آحاد جامعه مشهور است، اینکه اسناد مرکز عمدتاً اسناد سیاسی است؛ ولی با توجه به اینکه قاطبه فعالیتهای حوزه و طلاب برای آحاد جامعه، کسبه، اصناف و اقشار مختلف است، آیا اسنادی درباره زیست طلاب، دفاتر شهریه، موقوفات و ارتباطشان با مردم و کوچه و بازار، درسهای فقهی که برگزار میکردند، هم وجود دارد؟
🔸 بله این موضوع عمومیت دارد اما این نیست که تمامی اسناد جنبه سیاسی داشته باشد. اتفاقاً رویکرد ما این است که به اطلاع عموم برسانیم؛ عمده اسنادی که در مرکز اسناد حوزه و روحانیت نگهداری میشود، اسناد اجتماعی است؛ یعنی خدمات اجتماعی و فعالیتهای اجتماعیای که نهاد روحانیت به معنای عام، از طلاب جوان گرفته تا مراجع معظم تقلید که در مراتب مختلفی هستند در امور جاری و امور اجتماعی نسبت به مردم داشته اند. موارد عامالمنفعه، از ساخت بیمارستان و پل تا مجموعههای رفاهی که توسط علما برای عموم مردم و زوّار یا در شهرهای مختلف ایجاد شده، همگی مستندات مکتوبش در مجموعه ما نگهداری میشود.
یکی از مجموعههای بسیار نفیسی که در مجموعه نگهداری می شود، از بیت مرحوم آیتالله شیخ ابوالقاسم کبیر قمی است؛ نزدیک به هزار برگ سند از ارتباط و تعاملات ایشان با مردم، اعم از عقدنامهها، وقفنامهها و مصالحهنامهها، که نشان میدهد یک عالم در یک شهر چقدر میتواند محل رجوع و محل رفع گرفتاری و مشکلات مردم باشد. تمام اسناد اینجا نگهداری میشود و زمینه این را دارد که به پایاننامهها، مقالهها و کتابهایی که در قالب این مجموعهها، نهاد روحانیت و بدنه روحانیت بیش از پیش شناسایی و معرفی شود. این به نظرم از نکات مهمی است که دنبالش هستیم.
نکته مهم: خیلی از وقتها، ثبت و ضبط و صرفاً نگهداری اسناد برای ما اولویت اول نیست؛ تبدیل این اسناد به دانش، تبدیل اینها به پژوهشهای منسجم و تبدیل اینها به تولیدات مستند برای ما اهمیت بیشتری دارد تا اینکه یک مجموعه سندی صرفاً در اینجا حفاظت و نگهداری شود.
حضور و نقش بانوان حوزوی در تاریخ اسناد حوزه
🔹 از نقش زنان غافل نشوید؛ بانوان حوزوی هم نقش دارند یا نه؟
🔸 در لابلای اسناد ما، حضور بانوان و بانوان مجتهدهای که در طی سالهای گذشته بودند، دیده میشود. اطلاعات مختصری از این مجموعه حوزویان داشتیم؛ منتها در دوسه سال اخیر با ارتباطی که با مجموعه جامعةالزهرا ایجاد شده و درخواستی که بنده از خدمت آیتالله اعرافی برای گرفتن مجوز شروع فعالیت برای گردآوری اسناد بانوان حوزوی — اعم از اینهایی که در حوزههای خواهران، در جامعةالزهرا(س) و خیلی از مدارس دیگر که این مجموعهها پراکنده هستند تحصیل کردهاند؛ در خراسان هم مراکزی بودند که حتی قبل از انقلاب محل آموزش حوزویان (بانوان) بودند — این مجوزها را گرفتیم. اخیراً هم با مرکز اسناد جامعةالزهرا که ایجاد شده، همکاریهای خوبی داریم؛ در رابطه با شناسایی و ساماندهی، بخشی از اسنادشان به مجموعه مرکز اسناد منتقل شده و در اینجا دیجیتال میکنیم.
غرض این است که این حرکت شکل گرفته و قطعاً نقش بانوان در مراکز حوزوی شفاف و برجسته خواهد شد.
ارائه اسناد به زبان روز: نرمافزار آرشیو و تولیدات هنری
🔹 یکی از نشانههای پویایی اسناد این است که به زبان روز عرضه شود؛ به جامعه نخبگانی. مجموعه برای اینکه اسناد به شکل پادکست یا رمان یا کتاب مصور ارائه شود، چه اقداماتی انجام داده است؟
🔸 قبل از پاسخ، اجازه بدهید درباره تبدیل این اسناد به زبان روز توضیح دهم. سال گذشته اقدام به خرید یک نرمافزار حرفهای و پیشرفته آرشیوی کردیم که اخیراً توسط یکی از شرکتهای داخلی تنظیم و تدوین شده و با توجه به استانداردهای روز دنیا در تولید فراداده (متادیتا) تهیه شده است. چند ماهی است که دوستان این کار را شروع کردهاند؛ فهرستنویسی تکبرگ، فهرستنویسی تکنسخه و تصاویر ما شروع شده و در حال ورود اطلاعات هستیم. گمان ما این است که نقطه اتصال مرکز اسناد حوزه و روحانیت با جامعه دانشی و پژوهشی، همین نرمافزار آرشیو در آینده خواهد بود. فعلاً این نرمافزار ارائه خدمات نمیدهد، ولی در آینده نزدیک امیدواریم با تبدیل دادههای قدیمی به دادههای روز — که البته استانداردهای ویژهای دارد — این امر انجام شود.
نکته دوم، در رابطه با تبدیل اسناد به موضوعات و مباحث روز، همان است که فرمودید: پادکست یا رمان یا هر محصولی که بخواهد در این مجموعهها تولید شود. ما با گروههای هنری، داستاننویسان، هنرمندان و مجموعههای بسیار دیگر، حتی نقاشان و شاعران، جلسات متعددی داشتیم؛ با ملیتهای مختلف. جالب است که مثلاً از مجموعه شاعران کشور افغانستان و عراق و از بعضی کشورهای اروپایی، حتی پژوهشگران اسنادی آمدند و مجموعه را دیدند. این ارتباطات را ایجاد میکنیم و یک داستان کوتاه هم از روایت عالمی که در شهر میانه به دنیا آمده، سپس به قم آمده، دوباره برگشته و تا آخر عمرش در همان شهر مانده به داستان تبدیل شده و در همین مرکز آماده ی چاپ شده و توسط خانواده ایشان منتشرشده است.
ما آمادگی داریم و از طریق همین رسانه هم منتقل میکنیم: آغوش مرکز اسناد به روی هنرمندان و کسانی که میخواهند محتوایی بر پایه اطلاعات اسناد حوزه و روحانیت تولید کنند باز است؛ ما این اطلاعات را در اختیارشان قرار میدهیم و کمک میکنیم که محصولات خوبی تولید شود.

اصالتسنجی اسناد
🔹 با توجه به اینکه اسناد بعد از سالها میآیند، البته بحث جعل در میان نیست برای اینکه اصالت یک سند را بسنجید و مطمئن شوید مشکلی ندارد، برنامه مرکز شما چیست؟
🔸 ما از همان سالهای اول با کارشناسان و افراد زبده این حوزه ارتباط داشتیم. غیر از تجربیاتی که در طول این سالها خود بنده و همکارانم به دست آوردهایم، ارتباطی داریم که میشود گفت روزانه و هفتگی با کارشناسان و متخصصین است. اگر به یافتهای میرسیم که محل شک و شبهه است، حتماً عرضه میکنیم. گروهی از دوستان را داریم که متخصص و زبدهاند؛ بعضی از آقایان بیش از ۳۰ تا ۴۰ سال است که در بحث اسناد و مجموعههای آرشیوی فعالیت دارند و این اسناد قاعدتاً به آنها عرضه میشود. حتی گروهی برای بحث خرید اسناد داریم؛ بخش مختصری از اسناد ما از طریق خرید تهیه میشود، از بعضی مجموعهداران، کتابفروشیها یا افرادی که مایلاند اسنادشان را عرضه کنند. یقیناً زمانی که این اسناد خریداری میشود، به رؤیت چهار نفر از کارشناسان میرسد و وقتی اصالت آنها تأیید شد، اقدام به خرید میکنیم.
راه اندازی موزه روحانیت با حمایت آیت الله اعرافی
🔹 در صحبت ها اشاره ای به حمایت آیت الله اعرافی به منظور راه اندازی موزه مرتبط داشتید و حتی ایشان هدایای نفیسی هم به موزه اهدا کردند، در این خصوص توضیحاتی بفرمایید:
🔸اتفاقاً این را میخواستم عرض کنم، چون احساس میکردم از قلم افتاد. در سال ۱۴۰۱، برای آیتالله اعرافی گزارشی از مرکز و برنامهریزیهای مربوط به آن داشتیم. ایشان فرمودند که شما موزه روحانیت را هم راه بیندازید. بنده هم جسارت کردم و خدمتشان عرض کردم که فضای کاری آرشیو و موزه متفاوت است؛ آرشیو بیشتر محتوا محور است و موزه بیشتر شیء محور است و این امکان باید ایجاد شود. با بحث نمایشگاهی همسوییهایی داریم، ولی اینکه بخواهیم مرکز را به سمت اشیاء ببریم، خیلی مناسب نیست. ایشان خیلی سرِ حرفشان ایستادند و فرمودند: نه، شما راه بیندازید. عرض کردم فعلاً محتوای موزه ای نداریم؛ فرمودند: من محتوا میفرستم. این مجموعهای که میبینید، مجموعه هدایا و نفایسی است که ایشان به مرکز اسناد حوزه اهدا کردند. امروز هم دیدم نسخه نفیسی از عتبه علویه خدمت ایشان اهدا کردند که از طریق اتوماسیون اطلاع پیدا کردم که دستور دادند به مرکز اسناد برسد.
در سفرهای رسمی ایشان هم معمولاً هر آنچه در این سالهای اخیر به مجموعه مدیریت حوزههای علمیه اهدا شده از اشیا و آثار هنری به این مرکز اهدا کردهاند و ما رسماً این کار را شروع کردیم.
ولی قاعدتاً شکلگیری موزه روحانیت یک عزم جدی میخواهد؛ هم از لحاظ ساختاری و هم از لحاظ حمایتهای مالی، کار موزه کار پرهزینهای است و قاعدتاً این را باید مسئولان امر اهتمام کنند که این کار شکل بگیرد. ولی تاکنون هم هر آنچه ایجاد شده، با همت حضرت آیتالله اعرافی و زحماتی که دوستان کشیدهاند، اینجا اشیا به نمایش گذاشته شده است.
اسناد سازمانی؛ برنامه پنجساله آینده
🔹 در بحث اسناد سازمانی با توجه به اینکه حوزه کنونی پویا، فعال و کنشگر است و در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی، فرهنگی موضعگیریها و بیانیهها دارد، مرکز برنامهای در این خصوص دارد؟
🔸 نکته مهمی را اشاره کردید. تولیدات سازمان حوزه فراوان است؛ بیانیهها، اعلامیهها، گزارشها و هر آنچه در نهاد حوزه و مجموعه مرکز مدیریت حوزههای علمیه و مراکز وابسته به آن تولید میشود، قاعدتاً برای سالهای آتی منبع اطلاعاتی ارزشمندی است. یکی از اهتمامهای جدی اخیر ما این است که شوراهای اسناد ایجاد شود و این مهم در بین مراکز دیگر همسو نیز رونق بگیرد.
بله، ما در برنامه پنجساله آیندهمان یکی از محورهای جدیای که به آن پرداختیم، بحث اسناد سازمانی مرکز مدیریت و مراکز وابسته است. غیر از آن مأموریتهایی که نسبت به نهاد روحانیت و حوزه داریم، مأموریتهایی هم نسبت به سازمان حوزه داریم؛ چون الان مرکز مدیریت حوزههای علمیه سالهاست به صورت مرکزمحور در بحث آموزش و پژوهش و تبلیغ حوزههای علمیه فعالیت میکند. قاعدتاً تولیدات، محصولات و حتی اسنادی که به مرکز مدیریت واصل شده، به اعتقاد ما ارزشمند است: تمامی اطلاعیهها، بیانیهها، موضعگیریها، تمامی گزارشات جلسات و مصوبات مرکز مدیریت، همه حاوی اطلاعات اسنادی و آرشیوی مهمی است که قاعدتاً هم برای مسیریابی مدیران در آینده و هم برای تبیین تلاشهای حوزویان و حوزههای علمیه و مرکز مدیریت نیاز است. تلاش کردهایم این بخش را هم در مجموعه مرکز مدیریت در قم و هم در استانها فعال کنیم و به گمانم خیز بعدی مرکز اسناد حوزه، بحث ساماندهی و آرشیو چه فیزیکی و چه دیجیتالی اسناد سازمانی حوزوی است.
شرط تحقق برنامه
تحقق این اهداف نیازمند تکمیل ساختار سازمانی، تأمین نیروی انسانی متخصص، منابع مالی پایدار و متناسب با مأموریتها و توسعه زیرساختهای فیزیکی و دیجیتال است. همچنین همکاری معاونتها، مراکز ستادی، مدیریتهای استانی و سایر مجموعههای حوزوی برای شکلگیری شبکه اسنادی ضروری است.
همکاری با مراکز کتابخانهای و اسنادی کشور
🔹 در همین زمینه، با چند کتابخانه و مرکز اسناد در ارتباط هستید؟
🔸 ما با عمده مجموعه کتابخانهها ارتباط داریم؛ از جمله مجموعه کتابخانههای تخصصی استان که تحت عنوان «مکتا» فعالیت میکنند و بنده هم به عنوان عضو شورای سیاستگذاری آنجا فعالیت دارم و هم به عنوان مسئول کمیته اسناد و مدارک این مجموعه نقشآفرینی میکنم. در این مجموعه با مدیران کتابخانهها و مراکز اسنادی و آرشیوی ارتباطاتی داریم. در سطح ملی هم این ارتباطات برقرار است: با مراکز مهمی مانند معاونت آرشیو ملی، مرکز اسناد انقلاب، مراکز اسنادی دفاع مقدس و سایرمجموعه آرشیوی مهم این ارتباطات را داریم.
🔹 در رابطه با مراجعه حضوری چه برنامه ای دارید؟
🔸 چون مرکز اسناد حوزه در ساختمان کتابخانه مدرسه فیضیه مستقر است، برنامه فعالیت ما همان ساعت کاری کتابخانه است: از صبح ساعت ۸ شروع میشود و تا ساعت ۱۸ ادامه دارد و معمولاً دوستان ما پذیرای مراجعین هستند.
از دو طریق هم ارتباط مجازی داریم؛ یک کانال ارتباطی (https://eitaa.com/MarkazAsnad_Hawzah) که اطلاعات مربوط به برنامهها، دیدارها و بازدیدهایی از مرکز را منعکس میکنیم، و وبسایت https://asnad.ismc.ir که چند سالی است راهاندازی شده است.
امیدواریم از این طریق پاسخگوی نیاز مجموعه پژوهشی و مراکز علمی باشیم.
طرح شناسایی اسناد حوزههای علمیه شهرستانها
🔹 اگر نکته پایانی هست، بفرمایید.
🔸 ما چند طرحی را پیگیری کردایم در مجموعه مرکز اسناد، که نسبت به حوزههای علمیه شهرستانها حساسیت ویژهای ایجاد کنیم؛ هم از باب منابع کهنشان و هم از بحث مجموعه اسناد و مدارکی که در این مجموعهها نگهداری میشود. معمولاً وضعیت خوب و مناسبی ندارند و بعضی از این اسناد از بین رفتهاند؛ ما گزارشهایی از بعضی مدارس و مجموعهها داریم. اگر بتوانیم در پنج سال آینده مسیری ایجاد کنیم که شهرستانها و مراکز استانها را فعال و نسبت به بحث آرشیو، گردآوری و ارزشمندی اسناد حوزه و روحانیت حساس کنیم، خیلی از سفرهای ما نتیجه و اثر خارجیاش همین میشود که مدیران و دستاندرکاران استان متوجه میشوند این کاغذها و اوراقی که از سالهای گذشته در این حوزهها هست، چقدر میتواند ارزش علمی و تاریخی برای حوزه علمیه داشته باشد.
امیدواریم این مهم را هم در سالهای آینده محقق کنیم و بخش عمدهای از اسناد پراکندهای که در مدارس، مجموعهها، خاندانها و بیوت علمی که در بلاد مختلف، سالیان سال و چندین نسل، مجموعه روحانیت خاندانی در آن زیستهاند، بتوانیم اسناد و اطلاعات آنها را منتقل کنیم. امیدواریم هم خود مرکز مدیریت حوزه علمیه و هم مجموعه خبرگزاری که اطلاعرسانی رکن مهمی است در این مهم یاریرسان ما باشند.
افق نهایی؛ مدیریت حافظه تاریخی حوزه
جهتگیری اصلی مرکز در دوره جدید، حرکت از «صیانت و نگهداری اسناد» به «مدیریت حافظه تاریخی و سرمایه مستند حوزه» است؛ بهگونهای که مرکز اسناد حوزه و روحانیت در افق پیشرو، به مرجع ملی میراث مستند حوزههای علمیه و روحانیت و کانونی برای معرفی مستند هویت و تاریخ حوزه تبدیل شود.
فیلم کامل مصاحبه با مدیر مرکز اسناد حوزه و روحانیت











نظر شما